زين العابدين شيروانى

540

بستان السياحه ( فارسي )

در قبرستان بقيع آسوده و اللّه اعلم بحقايق الحال ذكر احوال خيريّت مآل قطب الابرار و غوث الاحرار امير المؤمنين ( ع ) حيدر كرّار على سبيل الاختصار مخفى نماند كه آن سرور امام اول است از ائمّه اثنى عشر سلام اللّه عليه الى يوم الحشر والد آن حضرت ابو طالب و مادر آن سرور فاطمه بنت اسد بن هاشم بود و عبد اللّه و ابو طالب دو برادر از يك مادر بودند و خاتم الانبياء و سيّد الاوصياء پسر عمّ واقعى بودند و بمضمون حديث انا و علىّ من شجرة واحدة و النّاس من اشجار شتّى از يك درخت بودند و از يك نور ظهور نمودند ولادت آن حضرت در ماه رجب بعد از سال سىام عام الفيل در ميان بيت اللّه صورت كرفت بيت طواف خانهء كعبه از آن شد بر همه واجب * كه آنجا در وجود آمد على ( ع ) بن ابى طالب و بعضى كفته‌اند كه تولّد آن حضرت در سيزدهم شهر رجب واقع شده اتّفاق امّت است كه به غير از آن حضرت در اندرون حرم كسى متولّد نشده نظم شد او درّ و بيت‌الحرامش صدف * كسى را ميّسر نشد اين شرف آورده‌اند كه مادر آن سرور مىخواست نام آن حضرت را هاشم كذارد و بقولى آن حضرت را حيدر نام نهاد و بالاخره بامر جناب رسالت‌مآب ( ص ) و بموجب وحى الهى اسم شريفش را بعلى قرار دادند بدانكه محققان كفته‌اند كه بعد از رسول ( ص ) اكرم آن حضرت افضل و اعلم ناس بود بلكه بر انبياء سلف سبقت مىنمود و جميع علوم عقليّه و نقليّه به آن حضرت مستند مىشود چنان كه شيخنا و مرشدنا قدّس سرّه العزيز مىفرمايد كه علوم منقسم مىشوند بعقلى و نقلى و عقلى علمى است صعب و دشوار كه واقع مىشود در او خطاء و او نزد حكماء موضوعست بر چهار مرتبه منطقى و رياضى و طبيعى و الهى پس منطق آلتى است كه آسان مىشود بسبب او تصرّف در سه علم ديكر و رياضى را تعلّقى است به آسمانها و ستارها و همچنين طبيعى را با رياضيّات و طبايع و خواص آنها و الهى متعلّق است به معرفت خدا و معرفت صفات و افعال او و سبحانه و اوست مقصود بالذّات و امّا علم شرعى پس منقسم مىشود باصول دين كه اوست علم توحيد و نظر مىشود در او در ذات حق و صفات و افعال او و نظر مىشود در همه حال انبياء و ائمهء هدى و صحابه و تابعين و احوال موت و حيات و احوال قيامت و بعثت و حشر و نشر و حساب اهل نظر در اين علم متمسّك مىشوند بآيات و اخبار و ادلّهء عقليّه و موسومند بمتكلّمين و ايشان بر دو فرقه‌اند اشعرى و معتزلى و از علم اصولست تفسير و حديث و محتاجند اين هر دو بعلم لغت و نحو و صرف و بيان و معانى و علم شرعى غير اصول الدّين علم فروعست و اوست مشتمل بر حق اللّه و حق العباد مانند ايقاعات و عقود و اسم فقه اطلاق مىشود بر او و مشتملست بر حق النّفس و اوست علم اخلاق و اسناد جميع علوم بسوى جناب على ( ع ) است امّا علم لغت پس معلوم است اينكه جميع فصحاى عرب و علماى ايشان عاجز شده‌اند از حلّ الفاظ او و تعجّب مىكنند از بلاغت و فصاحت او و از او استفاده كرده‌اند بسيارى از مطالب غريبه را و خطب در كلام او بسيار است و احاطه كرده است كتاب نهج البلاغه برخى از او را و فرموده است سيّد الانبياء در حق آن حضرت كه علىّ سيّد العرب و سيّد قومى نمىباشد مكر آنكه در جميع امور ترجيح به آنها داشته باشد و فصاحت او رسيده است به‌غايت و تجاوز كرده است نهايت را تا آنكه كفته شده است در كلام او انّه دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق و هركسى كه نسبت داده شده است به او فصاحت مملو نساخته‌اند ادعيه اذهان و ظروف خاطر ايشان را مكر از الفاظ و كلام آن حضرت و امّا علم نحو پس او اوّل كسى است كه وضع نمود او را از براى ابى اسود ديلمى چه او شنيد كه مردى قرائت مىكرد انّ اللّه بريء من المشركين و رسوله پس انكار نمود اين قرائت را و كفت نعوذ باللّه من الجور بعد الكور يكى از نقصان او بعد از زيادتى او پس رجوع نمود بجناب على ( ع ) در اين امر پس حضرت فرمود ارشاد بكن او را به اينكه رفع از فاعل است و نصب از مفعول و جرّ از مضاف اليه و امّا علم تفسيرش مستند است به او بدون خلاف و بود رئيس المفسّرين عبد اللّه بن عبّاس از تلامذه آن حضرت و روايت كرده است از آن حضرت كه حديث كرد مرا امير المؤمنين ( ع ) در باء بسم اللّه از اوّل شب تا آخر شب و نفهميدم ازو مكر شىء بسيار قليلى و فرمود آن حضرت كه به خدا قسم هركاه خواسته باشم بار مىنمايم هفتاد شتر را از تفسير باء بسم اللّه الرّحمن الرّحيم و روايت كرده‌اند از آن حضرت كه فرمود نازل نشده است از آسمان آيهء در صحرا يا در كوه در شب يا در روز يا سفر و حضر مكر آنكه عالم هستم كه اين آيه در كدام وقت نازل شد و در چه امر و در شان كه